تبليغاتX
بسم رب الشهدا’ والصدیقین
برنامه های هیئت شهدای جنت
اقدامات وهابيون در مبارزه با مهدويت

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) و به نقل از روابط عمومی جشنواره بين‌المللی آخرين منجی، «عصام‌العماد» رهيافته به تشيع از كشور يمن و محقق و پژوهشگر مهدويت، باشاره به دشمنی سرسخت وهابيون با حضرت علی (عليه السلام) و غرق آنها در رد شيعيان دانست و گفت: اعتقاد به مهدويت با شناخت حضرت علی (عليه السلام) رابطه مستقيم دارد و وهابيون به علت عدم اعتقاد به حضرت علی (عليه السلام) در اعتقاد به مهدويت شكست خورده‌اند. وی اظهار كرد: اعتقادات وهابيون براساس مستندات نيست و به ادله و برهان‌های عقلی مراجعه نمی كنند و همه اعتقادات آنها به مخالفت با اعتقادات شيعيان و مخالفت با حضرت علی (ع) و شيفتگان آن حضرت مربوط می‌شود. وی گفت: گسترش شايعات در حوزه مهدويت، حمايت از مدعيان دروغين مهدويت، توهين به حضرت مهدی (عج) در كتا‌ب‌ها، ماهواره‌‌‌ها‌ و سايت‌های اينترنتی، فتوای وهابيت به توهين به امام زمان (عج)، توهين و طعنه زدن به نواب اربعه، ايجاد شبهه در اعتقاد به چها نايب خاص حضرت مهدی (عج) و بازی كردن با نشانه‌های حتمی ظهور و ايجاد شك در اذهان شيعيان از اقدامات وهابيون در مبارزه با مهدويت شيعه است. عصام‌العماد با اشاره به اعتقاد وهابيون درباره نام پدر حضرت مهدی (عج) بيان كرد: بسياری از منابع خود وهابيت بر حسينی بودن امام زمان (عج) دلالت دارد ولی بزرگان وهابيت اصرار دارند و معتقدند امام زمان از فرزندان امام حسن مجتبی است. وهابيون معتقدند پدر حضرت مهدی (عج) هم نام پدر پيامبر اعظم (ص) است در حالی كه اسم پدر امام زمان (عج) امام حسن عسكری(ع) است. وی هدف وهابيون را مبارزه با شيعيان دانست و يادآور شد: شك وهابيون در اعتقاد به مهدويت به دليل مخالفت آنها با شيعيان است. با فتوای 39 نفر از بزرگان وهابی مبنی بر اينكه امام مهدی (عج) امام دوازدهم است صد هزار نفر از وهابيون شيعه شدند كه در پی اين واقعه آنها فتوای خود را لغو كردند. عصام‌العماد، پيامبر اسلام را بزرگ‌ترين مبلغ شيعه و مهدويت دانست و ادامه داد: وهابيون با نشر شايعات و انحرافات در حوزه مهدويت قصد نابودی شيعه را دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:38  توسط خادمین هیئت | 

زمان:21/10/87 ساعت شروع مراسم 7:30دقيقه شب

مكان:همدان.ميدان امام حسين(ع).بلوار بهشت .كوي جنت.كوچه محمدي.منزل محمدي

با تشريف فرمائي شما امام زمان هم از ما راضي ميشوند هم از شما دوست گرامي  .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 19:9  توسط خادمین هیئت | 

نگاهی به دنیای تاریك شیطان‌پرستی

 

در این گفت‌وگو به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم كه هدف انسان از پرستش شیطان چیست؟ و چرا بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است؟ حجه الاسلام و المسلمین ادبی در این گفت‌وگو ، از شیطان پرستی به عنوان یكی از تاریك ترین و سیاه ترین گرایش‌های معنوی نام می‌برد.

  

گرایش انسان به عرفان و معنویت در عصر حاضر غیر قابل كتمان است، بشر امروزی بسان نیاكان خود در جست‌وجوی گمشده خود در آسمانها ست. معنویت به عنوان مقوله فطری حتی در عصری كه خدا مرده است، می‌تواند كام تشنه بشر را سیراب كند. اما پناه بردن به دامان فرشته رانده شده از عرش الهی و اعتقاد به نیروی بی‌انتهای! شیطان این روزها برای خود مشتریانی یافته كه باعث ناخشنودی دینداران و دلسوزان شده است.

شیطان در تمام داستان‌های كهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفه‌الله نباشد.

شیطان دشمن سرسخت انسان كه از خلقت حضرت آدم تا به امروز پی در پی با او به مخالفت پرداخته، اهمیت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم قرآنی است. در قرآن درباره شیطان آمده است: شیطان موجودی از گروه جنیان است ( كهف 50)، چون جنیان از جنس آتش بی دود هستند بنابراین شیطان نیز از آتش است ( حجر27، الرحمن15)، او در مقابل رب دست به طغیان زد( مریم 44)، و به او كفر ورزید ( اسراء27)، علت كفر و عصیان او در مقابل خدا به دلیل تمرد از سجده به پای انسان بود (بقره 34)، چون انسان به اسماء الهی آگاهی یافته بود و شیطان از این علم بی بهره بود (بقره21)، او جنس خود را كه از آتش بود برتر از خاك كه جنس آدم است می داند و بر این اساس كینه و دشمنی انسان را سخت به دل گرفته است ( اعراف22، یوسف 5، اسراء53 ، فاطر6 ، زخرف 62)، و با سركشی كه به درگاه رب نموده است (نساء117)او را وادار به دخالت در كار خدا بدون داشتن علم و آگاهی كند( حج 3)، دشمنی خود را با آدمیان به رخ آنها بكشد ( زخرف 62)، آنها را وادار به طغیان و غوا كند (اعراف 175)، و حتی با داشتن علم الهی نیز ممكن است این طغیان و غوا صورت پذیرد او سعی می كند به وسیله انسان خلقت خدا را دگرگون كند( نساء 119) و سعی می كند كه حزبش را بر جهان مسلط كند ولی خداوند حزب او را دچار خسران می كند ( مجادله 19)، و نهایتاً سعی می كند كه با مسخ كردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او جاری سازد (ص41)، و او را به سوی عذاب سعیر سوق دهد ( لقمان 21)، در دلش دائماً حزن و اندوه جاری سازد ( مجادله 10)، آنها را از آخرت بی اعتقاد گرداند و در قیامت آنها را در كنار خود محشور ببیند ( مریم 66 الی 68).

شیطان در تمام داستان‌های كهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفه‌الله نباشد. شیطان بسان تاریكی مطلق در مقابل روشنایی و نور رحمت الهی است. هر چند در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است.

بر آن شدیم تا در پی این پرسش كه هدف انسان از پرستش شیطان چیست؟ و شیطان به دنبال چیست؟ گفت‌وگویی را با یكی از محققین این عرصه انجام دهیم.حجة‌السلام و المسلمین محمد جواد ادبی دانشجوی دوره دكترای دین شناسی تطبیقی‌ست،‌ كه به صورت تخصصی مكاتب نوپدید دینی را مطالعه می‌كند.نویسنده چندین كتاب در زمینه عرفان و ادیان است، از جمله دو كتاب «آشنایی با دایره‌المعارف‌های ادیان » و « اسلام؛ تعامل یا تقابل با جهانی شدن» كه به زودی منتشر خواهند شد. ادبی درباره اهداف شیطان پرستی و ترویج آن در بین جوانان می‌گوید: هدف اصلی شیطان پرستی، پوچ جلوه دادن زندگی بشری و نادیده انگاشتن معنویت و به محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ایرانی بین زمین و آسمان و معلق میان دین و خانواده، معلق بین اسلام و ایران، معلق بین حقیقت و مجاز است تا به پوچی برسد.

* * *

 

معنویت گمشده بشر در قرن اخیر است، علت بازگشت انسان به معنویت چیست؟

 

هرجا كه سر زدم همه در مرز بودن است                                   كو مرز تازه‌ای كه فراتر ز بودن است

انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقلیم و مملكت روح است. در فضای زندگی مدرن همه دستاوردهای زندگی بشری در اعلی جایگاه خود محقق شده است، دوران مدرنیته، دوران سیطره، كمیت است. دورانی است كه در فضا و موقعیت بشری، فقدان امكانات و دستاوردهای علمی بر بشر تحمیل نمی‌شود بلكه در فضای مدرن و موقعیت‌ جاری امروز، نوعی تفرعن را بوجود آورده كه این تفرعن موجب شده تا به تعبیر كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان به‌ساید و در برابر خداوند سركشی كند. سركشی انسان در دوران مدرن و در فضای زندگی امروز، از جانب دیگری فقدان معنویت را هم به بار آورده است، یعنی انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عین حال نمی‌تواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضای زندگی مدرن، خود را ارضا شده نمی‌بیند، هنوز هم نقاط پنهانی هست كه مدرنیته و پست مدرنیته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهای تاریكی وجود دارد كه تكنولوژی نتوانسته پاسخ روشنی به آنها بدهد. این اقلیم، اقلیم گم شده روح است.اگر دوران قرن بیستم را به تعبیر نیچه، دورانی بدانیم كه خدا مرده است و در عین حال دیوانه‌ نیچه با شمشیر آخته در شهر، فریاد می‌زند: كه خدا را كشته‌ام.

مباحثی چون دین‌های نوظهور، فرقه‌های جدید و مكاتب نوپدید دینی، اولین‌بار در علوم اجتماعی پس از جنگ‌ جهانی دوم مطرح شدند.

امروزه، مكاتب نو پدید دینی قرار است انتقام خداوند را بگیرند. اگر دوران قرن بیستم، دوران زیر رادیكال بردن خدا و كشتن او بود، قرن بیست و یكم، قرن انتقام الهی است، این انتقام الهی، در فضای ادیان كلاسیك وجود ندارد، خداوند در این ادیان رحمت خود را یك‌سره بر زندگی انسان گسترانیده و این رحمت تداوم داشته و خواهد داشت.

مكاتب نوپدید دینی، كه به دنبال معنویتی فراتر از معنویت ادیان كلاسیك هستند، معنویتی را دنبال می‌كنند، كه آموزه‌های فقهی ندارد، شریعتی به معنای اخص ندارد، دستاوردهای خاص حرام و حلال و باید و نباید ندارد، با این تفاسیر پیروان این مكاتب می‌گویند، عصر انتقام الهی فرا رسیده و آن خداوندی را كه شما در گذشته كشتید امروز در قرن بیست و یكم می‌خواهد انتقام بگیرد. در نتیجه مكاتب نوپدید دینی بوجود می‌آیند.

مكاتب نوپدید دینی از معنویت می‌گویند، اما معنویت آنها، ملغمه‌ای‌ست از راست و دروغ ، بین عالم فیزیك و متافیزیك است و سعی می‌كند بین این دو ارتباط برقرار كند. در این بین معنویت نقش پل ارتباطی را ایفا می‌كند.

 

انسان، به فطرت خود وابسته است و در پی تمنای این فطرت به معنویت‌های نوگرا گرایش می‌یابد، این معنویت‌ها به دنبال چه هستند؟ چه چیزی را می‌پرستند و چه آیین‌‌هایی دارند؟

 

مباحثی چون دین‌های نوظهور، فرقه‌های جدید و مكاتب نوپدید دینی، اولین‌بار در علوم اجتماعی پس از جنگ‌ جهانی دوم مطرح شدند. این ادیان سعی می‌كردند به برخی پرسش‌های غایی بشر و پرسش‌های وجودشناسی انسان پاسخ دهند.

از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود ، به كجا می‌روم، آخر ننمایی وطنم

به پرسش‌های این شعر در ادیان الهی پاسخ‌های روشنی داده شده است، اما برخی از زمینه‌ها باعث شد كه برخی از ادیان كلاسیك به پس‌زمینه زندگی انسان مدرن رانده شوند و توانایی پاسخ‌ دادن به سؤالات امروزی بشر را نداشته باشند. زمینه را برای مكاتب نوپدید دینی فراهم كرد تا به پرسش‌های غایی انسان پاسخ دهند. پرسش‌هایی كه می‌كوشید، خدا را در درون انسان‌ها حاضر كند و در پاسخ‌های خود تلاش می‌كرد، فضای زندگی بشر امروز را به نوعی آرامش زودگذر ارتباط دهد.

مكاتب نوپدید دینی در پی پاسخ‌های غایی انسان بوده و هستند، اما این پاسخ با مسیر ادیان الهی و یا ادیان كلاسیك یكی نبود ، بلكه راه‌ متفاوتی را در پیش‌ گرفتند. ادیان كلاسیك به واسطه برخی مسائل نتوانستند خود را به‌روز كنند و یا به‌روز شدن‌شان با مسائل زندگی امروز هماهنگ نشد و انسان امروزی نتوانست، به سادگی از یهودیت، مسیحیت، بودایسم و.... برداشت‌‌های دوران مدرن خود را استیفاد كند، یك نقبی به عالم معنا زد، اما با روشی جدید كه در مكاتب نوپدید دینی وجود داشت. مكاتب نوپدید دینی پاسخ وجود شناسانه به پرسش‌های بشری می‌دهد، اما به این پرسش‌ها در ادیان كلاسیك پرداخته نشده است.

هرچه پیش می‌رویم،ادیان نوظهور، حضورشان را در زندگی امروز، بیشتر تحمیل می‌كنند؛ اولاً به دلیل اینكه شریعت خاصی ندارند، ثانیاً بخش خاصی از جامعه را هدف قرار نمی‌دهند و ادعای جهانی دارند. ثالثاً آیین‌ها و آموزه‌هایشان بسیار ساده و با زبان امروزی و در دسترس است، رابعاً مدعی‌اند، راهی كه پیامبران كلاسیك نتوانستند فراهم كنند، در دوران مدرن با پیامبران جدید پیش‌روی انسان قرار دارد.

در دایره‌‌المعارف ادیان جدید كه به تازگی در انگلستان منتشر شده، بیش از 2500 دین و مرام جدید كه هر كدام متدینین و مؤمنین خاص خود را دارند شناسایی شده است.برخی از این ادیان و مكاتب بسیار فعال هستند مانند ، «كلیسای شیطان»، «شاهدان یهووه»، «كلیسای علم‌شناسی»، «فرزندان خداوند»، «اكنكار» (دین‌نور و صورت)، «مورمون‌ها» و «جامعه بین‌المللی وجدان كریشنا»، كه فضای عینی و تبلیغات رسمی را در سطح جهان دارند.

برخی دیگر هم مانند، زیرمجموعه ذن و بودیسم، كه در ایران تحت عنوان اوشو تبلیغ می‌شوند وجود دارند.دسته دگیری از این ادیان هم بیشتر مجازی‌اند و در اینترنت فعالیت می‌كنند و در فضاهای عینی حضور ندارند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 7:12  توسط خادمین هیئت | 

تلفن همرا خود را در جیب خود نگذارید

یک متخصص امریکایی هندی الاصل هشدار داد:((مردانی که تلفن همراه خود را در داخل جیب یا روی کمر بند خود می گذارند ممکن است به توان تولید مثل خود آسیب وارد کنند.))

آشوک آگارول سرپرست این پژوهش تاکید کرد; گذاشتن تلفن همراه در جیب یا قرار دادن آن روی روی کمر بند و استفاده از گوشی برای مکالمه در این وضعیت باعث آسیب رسیدن به اسپرم ها می شود.وی درباره ی مطالعات اولیه که بر روی حدود 361 مرد صورت گرفت.گفته)) یک ارتباط مهم  وقابل توجه بین استفاده از تلفن همراه و کیفیت اسپرم ها مشاهده شده است.

بویژه در مردانی کهاز تلفن خود بیش از چهار ساعت در روزاستفاده می کنند))وی افزوده:(( ما می خواستیم در یابیم که عملا" چه اتفاقی می افتد))

در این تحقیق آشوک و دستیارانش اسپرم 23 مرد سالم را بدست آورده و آن را با اسپرم های مردانی که دچار مشکلات تولید مثلی بودند مقایسه کردند.نتایج تحقیقات شان داد:(( هم در مردان سالم و هم در مردان بیمار در صورت تماس با تشعشعات تلفن همراه حرکت اسپرم ها و نیز حرکت آنها کاهش یافته است))

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 5:24  توسط خادمین هیئت | 

بهايي‌ها اسرائيل

 

۲۲ بهمن ۱۳۸۶

يكي ديگر از سرشناسان كيش بهايي، سرلشكر دكتر ايادي، پزشك ويژه شاه بود. ايادي افسري خوش نام بود و به چشم و گوش شاه مي‌مانست. او بهداري ارتش و بيمارستان‌ها، اداره خريد دارو و ابزار پزشكي براي يگان‌هاي ارتش را سرپرستي كرد و با همه توان به هم كيشانش ياري مي‌داد.

 



«‌شيمعون پرس» يا همان شيمون پرز،‌ دوبار در اسرائيل به نخست وزيري رسيد. او يكي از عوامل اصلي و محور كشتار مسلمانان فلسطيني بويژه در فاجعه اردوگاه‌هاي « صبرا» و «‌شتيلا» مي‌باشد. او در معرفي «مئير عزري» - اولين سفير اسرائيل در ايران (1352-1337) - مي‌گويد:

از سالهاي بسيار دور، شايد هم از نسل پيش به اين سو، آقاي مئير عزري يكي از سران يهوديان ايران و سفير بي‌سيليندر و فراگ اسرائيل در ايران بوده كه براي همگان چهره‌اي شناخته شده است . دشوار بتوان ميان ما اسرائيلي‌ها كسي را يافت كه مانند وي از پيچ و خم‌هاي تاريخ و سياست ايران آگاه باشد... مئير هم زبان ايرانيان را خوب مي‌داند، هم با فرهنگ آنان به خوبي آشناست. آنچه ما در آينه مي‌بينيم او در خشت خام مي‌بيند. او با منش و بينش ويژه خويش اين هنر را دارد كه گروه‌هاي گوناگون را از رده‌هاي رنگارنگ گرد خود بياورد، چون استادي روان‌شناس ريشه يكايكشان را دريابد تا شاهكاري بي‌تا بيافريند.

« مئير عزري» كه نام كامل او « ربي مئير عزري» است در دوم مارس 1923 -11 اسفند 1302 ش- از « صيون» و « خانم حنا» در محله يهوديان شهر اصفهان، به دنيا آمد. پدرش از نخستين شاگردان مدرسه « آليانس » بود، كه توسط يهوديان فرانسوي ، در اصفهان برپا شده بود. او هنگام تولد مئير، كارمند اداره ماليه - دارايي- اصفهان بود. صيون كه تربيت شده دستگاه‌هاي اطلاعاتي انگلستان بود، به مقتضاي ماموريت پس از چندي اداره ماليه را رها كرد و معلمي فرزندان فرمانده بريگارد قزاق در اصفهان را برعهده گرفت و پس از چندي هم، به دانشكده افسري رفت و درجه سلطاني - سرواني - گرفت و به همكاري با فرانسويان در ژاندارمري پرداخت. هم مترجم «آرميتاژ اسميت» - نماينده انگلستان در وزارت اقتصاد - شد. او كه از زمان حضور آرميتاژ در ميان بختياري‌ها در خصوص مسئله نفت، با وي دوستي كرده بود، مصطفي فاتح، همكلاس و همكار ديرينش را به انگليسي‌ها معرفي كرد.


مئير عزري در اين باره مي‌نويسد: پدرم ، شادروان فاتح را با سر سيدني (آرميتاژ) و مستر فلي آشنا كرده بود و اين آشنايي‌ها در داد و ستدهاي نفتي ميان ايران و اسرائيل ، سرانجام سودمند افتاد.

پدر مئير عزري كه چون ديگر هم كيشان خود، در كار عتيقه‌جات و خروج آن از كشور فعاليت داشت و از اين رهگذر سرمايه‌اي نيز به هم زده بود، پس از پايان ماموريت‌هايش در اصفهان، و هم زمان با خاتمه جنگ دوم جهاني به تهران آمد و پس از چندي ، در حدود 9- 1328، به سرزمين اشغالي فلسطين مهاجرت كرد و در آنجا ماندگار شد.

مئير عزري كه در چنين خانواده‌اي، پرورش يافته بود، با تحصيل در دبيرستان‌هاي آليانس يهودي- فرانسوي و «ادب» انگليسي در 1322 ديپلم گرفت و از همان زمان به ترغيب و تشويق يهوديان براي مهاجرت به سرزميني اشغالي فلسطين پرداخت. وي در خصوص انگيزه اين فعاليت‌ها مي‌گويد:« رشته نيرومند صيون‌دوستي در اندرونم مانند هر يهودي ديگري از پيشينيانم آغازيده، در خانواده‌ام پرورش يافته و شيره جانم شده بود.»

مئير عزري نيز پس از مهاجرت خانواده‌اش به اسرائيل، به آنها محلق شد و چندي در فعاليت‌هاي مختلف حزبي و غير حزبي و مشغول بود. با تثبيت قدرت حكومت پهلوي و جا به جايي آمريكا و انگليس، به ايران بازگشت تا با بهره‌گيري از شناخت گسترده‌اش نسبت به فرهنگ و آداب و روم مردم ايران به ماموريت‌هاي پنهاني خويش مشغول گردد. مئير عزري از سال 1337 تا 1352 در ايران، هر آنچه خواست كرد و پس از آن به اسرائيل بازگشت تا ضمن فعاليت‌هاي متعددش ، در وزارت دارايي، مشاور ويژه مسائل نفتي با ايران باشد.

او پس از پيروزي انقلاب اسلامي يادداشت‌هاي خود را در فعاليت‌هاي دوران حضورش در ايران منتشر كرد و در طليعه آن نوشت:
ناچارم از گشودن پاره‌اي نكته‌ها چشم بپوشم، زيرا گمان مي‌كنم زمان برخي فاش گويي‌هاهنوز فرا نرسيده است. ديگر اينكه برخي دستگاه‌هاي دولتي و دستگاه‌هاي امور امنيتي (اسرائيل) ‌برتر مي‌بينند بر پاره‌اي رويدادها، سرپوش نهند كه به ناچار بخش‌هاي ارزشمندي از اين نوشته، خود به خود ناگفته مي‌ماند.(4)

ربي مئير عزري در بخش بيست و پنجم يادداشت‌هايش به موضوع « بهايي‌ها و اسرائيل» مي‌پردازد. از آنجا كه ، اين فرقه يكي از بازوان اصلي صهيونيست‌ در ايران بوده است،عزري با سرپوش نهادن به بسياري از مسائل، ضمن جانبداري از اين فرقه، به برخي ارتباطات دو جانبه نيز اشاراتي دارد كه جالب توجه است:

ايران زادگاه كيش بهاييت است كه چند ميليون تن در جهان پيرو دارد (!) ميرزا علي محمد، پيشواي اين كيش در سال 1844 ميلادي در شهر شيراز چشم به جهان گشود و پيروانش او را باب ( دروازه) ناميدند. شيعيان آنان را بي‌دين( كافر) مي‌خوانند، همان‌گونه كه مسيحيان ، يحيي تعميد دهنده را بشارت دهنده آمدن عيسي مسيح مي‌نامند، باب نيز خود را دروازه‌اي براي آمدن پيامبري رهاننده مي‌دانست كه با بينش شيعه همسو نبود، به همين انگيزه او را در سال 1850 دستگير و در سن 31 سالگي در تبريز از دارش آويختند.


در سال 1863 يكي از پيروان وفادار باب به نام بهاءالله با پشتيباني گروه‌هايي از مردم و چندي از پيشوايان شيعه گفت:« من همانم كه باب گفته بود،آمده‌ام تا جهان را از زشتي برهانم و ...» چنين گويه‌اي را پيشوايان شيعه با داستان امام دوازدهم ناهماهنگ انگاشتند و از ناصرالدين شاه خواستند فتنه تازه را هر چه زودتر خاموش كند. بهاء الله دستگير و پس از رنج‌هاي فراوان همراه گروهي از پيروان وفادارش به خاك امپراتوري عثماني تبعيد شد.

سران سني عثماني نيز نگرش چندان خوشي به وي نداشتند، پس از سرگرداني‌هاي آزارنده در بغداد و ادرنه (‌آدريانوپول) و استامبول، بهاء الله و پيروانش ناچار در شهر عكا، نزديكي حيفا جاي گرفتند. بهاء الله پس از چندي درگذشت و در باغ زيباي ايراني به خاك سپرده شد كه امروز يكي از بزرگ‌ترين نيايشگاه‌هاي بهاييان است. عباس افندي( عبدالبها) جانشين بهاء الله توانست با خردمندي و دانش سازماندهي بينش بهاييت را جهانگير نمايد و يكي از بزرگ‌ترين نمايندگي‌هايش را در شيكاگو برپا سازد. عبدالبها در سال 1921 درگذشت و پيروانش آرامگاه زيبايي در بلندي‌هاي كرمل حيفا برايش ساختند. شوقي افندي به جانشيني وي نشست و سپس گروه نه تني از برجستگان كيش بهايي به رهبري اين كيش برگزيده شدند كه « بيت‌العدل اعظم» است و تاكنون نيز همانگونه مانده است.

چنانچه از چكيده بالا دريافتيم، كيش بهايي زندگي 150ساله‌اي دارد كه در همين دوره كوتاه، گروه‌هاي بي‌شماري از پيروانش را در درگيري‌هاي ريز و درشت از دست داده است.

دشمنان اين مردم، خانه‌ها و دفترهايشان را چپاول كرده، زنان و فرزاندانشان را ربوده و نيايشگاه‌هايشان را كه « محفل» خوانده مي‌شود در ايران و ديگر كشورهاي مسلمان به آتش كشيده‌اند. بنابراين پيروان كيش بهايي چاره‌اي نداشته‌اند جز اينكه سالهاي سال خاموشي بگزينند، پنهان گردند و هر از گاه باور خود را ناديده بگيرند. گفتني اينكه در فرود و فراز همين دوره، هرگاه كيش‌مداران، نيرومند بوده‌اند رنج و سياه‌روزي ، زندگي بهاييان را درنورديده و هنگامي كه دستگاهي آزاده بر كشور فرمان رانده، بهاييان توانسته‌اند در سازندگي‌هاي كشور هم‌پاي ديگر شهروندان بكوشند و نوآفريني‌هايي پديد بياورند.

چندي از پيشوايان شيعه در ماه مي سال 1955 ( ارديبهشت 1334) سخناني موج‌آفرين از بهاييان به زبان آوردند و پيروان خشمگين خود را به كوچه‌ها و خيابان‌هاي شهرها ريختند تا رنج كهنه را در سر گروه درد آشناي بهايي به يادشان بياورند. سرلشكر باتمانقليچ، فرماندهي نيروهاي انتظامي در تهران، براي پيشگيري از اوج‌گيري درگيري‌ها گروهي از سربازان را به نام ياري به مردم به ميدان فرستاد، ولي آنها خانه مقدس بهاييان را ( حظيرة القدس) را فرو ريختند تا آرامش به شهر تهران بازگشت. چهار روز پس از اين رويداد، شاه چندي از پيشوايان شيعه را به دربار فراخواند و به آنها گفت: هم اكنون كه دستور دادم جلو بهايي‌ها را بگيرند و مركزشان را خراب كنند، شما هم از اين پس سكوت كنيد تا به نام ايران در جهان توهين نشود.

روز هفدهم ماه مي 1961 ( 27 ارديبهشت 1340)‌ نخست‌وزير،‌اسدالله علم ،در پارلمان گفت كه به استانداران و فرمانداران دستور داد دكانهايي كه براي تبليغ بهاييت باز كرده‌اند، ببندند. بهاييان در گوشه و كنار هنوز محافل خود را داشتند و با بخشش‌هايي به نيازمندان مي‌توانستند گروهي را به سوي خود بكشانند. آنها در دهه‌‌هاي پيشين توانستند بسياري از خانواده‌هاي يهودي را در همدان و كاشان به آيين خويش بخوانند. يكي از يهودياني كه با گرايش به بهاييت به آب و ناني رسيد و نامي براي خود ساخت،ثابت پاسال همداني بود كه در كشاكش جنگ جهاني دوم راننده ساده‌اي بيش نبود و توانست در دوره كوتاهي يكي از توانگران كشور گردد.

با همه دشواري‌هاي ريز و درشت دست و پاگير، روش‌هاي گسترش كيش بهايي، رفته رفته رو به پيش بود و هر روز با شيوه‌هايي كاراتر از ميان لايه‌هاي گوناگون مردم ايران يارگيري مي‌كرد.

آمارهاي پيروان اين كيش كه روزي از ده‌ها هزار سخن مي‌گفتند، امروز گوياي صدها هزار بود و هر از گاه شنيده مي‌شد افزون بر ميليون‌ها شده‌اند(!) آزادي در بده بستانهاي كيش مدارانه و برپايي انجمن‌ها (اجازه قانوني تبليغات مذهبي)‌ و ياري به نيازمندان (‌ايجاد صندوق‌هاي تعاوني) بويژه براي جواناني كه براي گزينش همسر و برپايي خانواده دشواري‌هاي مالي داشتند، ابزاري كارساز بودند. پشتيباني‌هاي سازمان يافته گروهي و ورود به دستگاه‌هاي دولتي و بالا كشيدن ديگر هم كيشان، راه را براي يارگيري‌هاي بيشتري باز مي‌كرد. بسيار شنيده شده بود كه هويدا و برخي از سران لشكري و كشوري در دولت به كيش بهايي پيوسته‌اند.

هويدا بارها اين داستان را نادرست و ساختگي خوانده و براي اثبات گفته‌هايش به مكه رفت. در اين سفر هويدا مانند ديگران، همه كارهايي را كه كيش مداران در اين شهر انجام مي‌دهند، به نيكي انجام داد. ولي فراموش نكنيم كه چند تن از بستگانش در عكا و حيفا زندگي مي‌كردند و در بخش‌هاي پيشين گفتم، در دوره‌اي كه وزير دارايي بود،‌روزي از من خواست براي گشايش پاره‌اي دشواري‌هاي آنان در اسرائيل ياري‌اش بدهم.

يكي ديگر از سرشناسان كيش بهايي، سرلشكر دكتر ايادي، پزشك ويژه شاه بود. ايادي افسري خوش نام بود و به چشم و گوش شاه مي‌مانست. او بهداري ارتش و بيمارستان‌ها، اداره خريد دارو و ابزار پزشكي براي يگان‌هاي ارتش را سرپرستي كرد و با همه توان به هم كيشانش ياري مي‌داد.

پروانه ورود داروهاي خريداري شده از كشورهاي بيگانه كه بايد به بازارهاي ايران مي‌رسيد، در كميته‌اي در وزارت بهداري، كه از گروهي پزشكان و كارشناسان كاركشته برپا شده بود، ارزيابي مي‌شد. دكتر ايادي يكي از كارشناسان اين كميته بود. روزي به ديدارش رفتم تا در زمينه برگزاري كنگره داروسازان ارتش‌ها كه بايد روز بيست و پنجم آوريل 1960 ( 5 ارديبهشت1339)‌ در تهران انجام مي‌شد و درباره سرهنگ دوم ايسرائيل ماهاريك، كه فرماندهي گروه اسرائيلي را داشت با وي گفت‌وگو كنم. گو اينكه ايادي از برخي موش دوانيهاي نمايندگان كشورهاي تازي در واكنش به بودن نماينده اسرائيل در كنگره آگاه بود، ولي دلاورانه و با خوشرويي سرهنگ ماهاريك را در اين كنگره پذيرفت. يكي از ويژگي‌هايي كه ايادي را نزد همه يگانه ساخته بود، وفاداري و سر سپردگي او به شاه بود. كسي باور نمي‌كرد او از شاه درخواستي بكند و پذيرفته نشود. شايد همين پيوند ايادي با شاه بود كه هرگاه سران كشور با شاه به نكته دشواري برمي‌خوردند، دست به دامن ايادي مي‌شدند و او مي‌توانست گره گشايي كند.ايادي به يهوديان مهري ناگسستني داشت و آنها را مردمي درد ديده و شايسته بي‌پيرايه‌ترين ياري‌ها مي‌دانست. افزون بر آن ارزنده‌ترين و والاترين نيايشگاه‌هاي بهاييان در كشور اسرائيل بود و اين پديده روشن‌تر از آفتاب را ايادي نمي‌توانست ناديده بگيرد.

روزي در ميانه‌هاي سال 1962 (1341)،‌نخست وزير علم در ديداري با تدي كولك، شهردار اورشليم، در تهران پيشنهاد او را پذيرفت و مهدي شيباني را به سرپرستي دستگاه جهانگردي كشور برگزيد. همسر شيباني دختر سناتور نمازي از دوستان نزديك ايادي بود. در يكي از ديدارهاي خانوادگي شيباني، كنار ايادي نشسته بودم و پيرامون همكاري‌هاي كارشناسان اسرائيلي با زمينه‌هاي سرپرستي او گفت و گو مي‌كردم. چند روز پس از همان ديدار بود كه ايادي كارشناسان ما را به ايران فراخواند و با آنها پيمان بست تا ميوه، مرغ و تخم‌مرغ ارتش را فراهم كنند و براي ارتش مرغداري و دهكده‌هاي نمونه بسازند. و ايادي به بازرگانان و كارشناسان اسرائيلي ياري داد تا ميوه ارتش ايران را فراهم آورند و براي يگان‌هاي گوناگون مرغداري و دهكده‌هاي نمونه كشاورزي بسازند.

يكي از روزهايي كه سران بهايي در ايران بر آن شده بودند تا پيروانشان از نيايشگاه‌هايشان در اسرائيل بازديد كنند، سرلشكر ايادي از من خواست، از ميان بردن دشواري‌هاي دريافت رواديدهاي همگاني نه روز(ه) براي بهاييان را بررسي كنم( يك ويزا براي هر نود تن ديدار كننده).

شماره نه و نوزده در فرهنگ كيش بهايي نشانه‌اي آسماني است. بهاييان در روش گاهشماري‌شان (‌تاريخ) ماه را نوزده روز و سال را نوزده ماه مي‌شمارند. با دريافت رواديدهاي همگاني نه تنها ديدار كنندگان هزينه كمتري مي‌پرداختند و از رفت و آمدهاي بسياري كاسته مي‌شد، كه گروه‌هاي بازديد‌كننده نيز فزوني مي‌يافت.

درخواست سرلشكر ايادي را با وزارت ( امور) خارجه اسرائيل در ميان نهادم و روش پيشنهادي را به آگاهي‌اش رساندم. كمي دشوار بود ولي چاره‌اي نبود. مسئول كميته اجرايي امور بهاييان در ايران به هر ويزاي همگاني بايد نامه‌اي الصاق مي‌كرد و ضمن نامه تعهد مي‌نمود كه مسئوليت‌ همه آسيب‌هاي احتمالي زيارت كننده را از نخستين روزي كه به اسرائيل وارد مي‌شود تا روزي كه از اين كشور خارج مي‌شود به عهده مي‌گيرد. پس از آن‌كه ريزه‌كاري‌هاي امنيتي و نياز به چنين روشي را براي چنان رواديدهايي براي تيمسار ايادي و چند تن از هم‌كيشانش روشن كردم،‌آن را پذيرفتند و سالها از همين شيوه پيروي كرديم و هرگز به هيچ گونه گرفتاري برنخورديم. در سايه دوستي با ايادي ، با گروهي از سرشناسان كشور آشنا شدم كه هرگز باور نمي‌كردم پيرو كيش بهايي باشند. بسياري از آنها در باور خود چون سنگ خارا بودند،ولي به خوبي مي‌توانستند در برابر ديگران باور خود را پنهان نمايند. آنها همه دريافته بودند كه در برابر من نيازي به پنهان‌كاري ندارند.

روزي ايادي مرا براي چاشت به خانه‌اش فراخواند. مي‌خواست از رازي شگفت برايم سخن بگويد كه گفت‌و‌گو در اين زمينه شايسته نشست‌هاي اداري نبود. خوش و بش‌هاي گرم پايان يافت و سرانجام با چهره‌اي افسرده افزود:
حضرت بهاء الله در يكي از بازديد‌هايشان از شيراز به دست مبارك خويش بوته نهال نارنجي در خانه محل سكونتشان كاشته‌اند كه تا دو سال پيش درخت سرسبزي بود. ولي شوربختانه از چندي پيش به اين طرف درخت بيمار شده و به تدريج برگهايش مي‌خشكند. شنيديم كه ژاپني‌ها در شناسايي درخت‌هاي مركبات بويژه نارنج بهترين كارشناسان دنيا هستند، كه دو نفر از بهترين كارشناسان ژاپني آمدند و چهار ماه درخت را معاينه كردند و نتوانستند راه حلي برايش پيدا كنند. هيچ كس نمي‌تواند بفهمد چرا درختي كه به دست‌هاي مبارك حضرتشان كاشته شده بايد بخشكد.

پيشنهاد من بر پايه فروش خانه و فراموش كردن داستان، تيمسار ايادي را ناخرسند و پريشان كرد. با دستپاچگي از من خواست هر چه زودتر براي زنده كردن درخت نيمه مرده كاري بكنم داستان را با كارشناسان كشاورزي در اسرائيل در ميان نهادم. آنها پيش از همه چيز از اينكه ژاپني‌ها نتوانسته‌اند بيماري درخت را دريابند،‌شگفت زده شده بودند. روزي همراه عزرا دانين و دو تن از كارشناسان وزارت كشاورزي براي بازديد درخت به شيراز رفتيم.

آنها پس از بازبيني‌هاي نخستين دريافتند كه ريشه‌هاي درخت در زير زمين جايي به رگه‌هاي گچ، سنگ يا نمك برخورده و ريشه‌‌ها فرسوده شده‌اند. گرداگرد درخت را به آرامي شكافتند، گمانشان درست از كار درآمد. رگه‌هاي سنگ و گچ را چند متر كندند و با خاك شايسته پر كردند. چيزي نگذشت كه درخت حضرت بهاء الله جاني تازه گرفت و شادي را به چشمان ايادي و دوستانش بازگرداند. نه تن( از) سران كميته رهبري بهاييان در ايران مرا براي مراسم زيارت درخت به شيراز فراخواندند. از خرسندي چنان مي‌نمودند كه گويي خداوند دنيا را به زيارت درخت به شيراز فراخواندند. از خرسندي چنان مي‌نمودند كه گويي خداوند دنيا را به آنان ارمغان داشته است.

نويسنده: ابراهيم انصاري

پي‌نوشت‌ها:
1- يادنامه مئير عزري، صص 5و 6

منبع: فصلنامه مطالعات تاريخي ، شماره 17

 

 

http://mouood.org
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:32  توسط خادمین هیئت | 

 

به ادامه مطلب بروید

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 5:48  توسط خادمین هیئت | 

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون


بقیه زندگینامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:41  توسط خادمین هیئت | 
دختر ایران زمین
خواهرم  ای دختر  ایران  زمین            یک نظر عکس شهیدان را ببین

در خیابان  چهره  آرایش  مکن            از جوانان سلب آسایش مکن

خواهر من این لباس تنگ چیست        پوشش چسبان رنگارنگ چیست

پوشش  زهرا  و زینب بهترین             بر تو ای محبوبه خواهر آفرین

پیش  نامحرم تو طنازی مکن              با اصول شرع لجبازی مکن

یادت  آید  از  پیام  کربلا                    گاه گاهی شرمت آید از خدا

در جوارش خویش را مهمان نما          با خدا باش و بده دل را صفا

یاد  کن  از  آتش  روز  معاد               طره گیسو را مده بر دست باد

زلف را از روسری بیرون مریز              با حجاب خویش از پستی گریز

در امور خویش سرگردان مشو            نو عروس چشم نا محرم مشو

خواهر من قلب مهدی خسته است      از گناه ماست کو رو بسته است

خواهرم دیگر تو کودک نیستی            فاش تر گویم عروسک نیستی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 9:38  توسط خادمین هیئت | 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 23:18  توسط خادمین هیئت | 

بقیه در ادامه مطلب خوش باشی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:20  توسط خادمین هیئت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام عليك اين وبلاگ به مدد آقا امام زمان وشهدا تاسيس شده است و تمام برنامه هاي هيئت شهداي جنت در آن نوشته مي شود اميدواريم استفاده لازم را ببريد اين هيئت وابسته به هيچ سازمان يا ارگاني نمي باشد وفقط طرف اين هيئت امام زمان مي باشد واميد واريم اگر كمكي از دست شما برمي آيد دريغ ننمائيد هيئت متعلق به همه ي محبان امام زمان مي باشد
خدا نگهدار شما باشد. دست بوس شما خادم هيئت.

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آرشیو موضوعی
هيئت شهداي جنت
پیوندها
وبلاگ از بچه هاي هيئت مذهبي1
وبلاگ از بچه هاي هيئت مذهبي2
آشناي تنها شعر
سایت امام حسن مجتبی(ع)(دانلود مداحي )
عشق به خدا
تبيان همدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM